ابوالفضل عباسی، پژوهشگر و مدیر حوزه شرکتهای دانشبنیان و نوآوری، دارای دکترای مدیریت بازرگانی از دانشگاه علوم و تحقیقات و دکترای نفت از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد و کارشناسی علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناسی شیمی از دانشگاه تهران است. وی با بیش از دو دهه سابقه فعالیت در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و شرکتهای دانشبنیان، در حوزه تحقیق و توسعه و فناوری فعالیت داشته و سابقه مشاوره پژوهشی در معاونت علمی ریاست جمهوری و ریاست هیئتمدیره انجمن صنفی کارفرمایی دانشبنیان استان تهران را دارد. او همچنین در مسابقات اختراعات ایران، سوئد و بلغارستان موفق به کسب مدالهای طلا شده است.
دوست من، سلام...
هر نسلی در زمانه خودش با مسئلههایی روبهروست که نسل قبل تجربه نکرده است. نسل امروز هم از این قاعده مستثنا نیست. نسل جدید، نسلی است که از کودکی با دنیای دیجیتال، فناوری، هوش مصنوعی و دسترسی گسترده به اطلاعات بزرگ شده و طبیعی است که نگاهش به زندگی، کار و آینده با نگاه نسلهای قبل متفاوت باشد. اما به گمان من، این تفاوت نباید به فاصلهای میان نسلها تبدیل شود؛ باید آن را به فرصتی برای ساختن آیندهای بهتر تبدیل کرد.
من سالها در حوزه صنعت، پژوهش، کارآفرینی و تولید فعالیت کردهام و در تمام این سالها یک چیز را بهخوبی فهمیدهام: هیچ موفقیتی بدون صبر و پشتکار به دست نمیآید. ممکن است فناوری ابزارهای تازهای در اختیار ما بگذارد، ممکن است هوش مصنوعی بسیاری از مسیرها را کوتاهتر کند و ممکن است نسل جدید راههایی را پیدا کند که برای ما ناشناخته بوده است؛ اما یک اصل همچنان تغییر نکرده و آن، ادامه دادن است.
نسل جدید اگر بخواهد در هر حوزهای به نتیجه برسد، باید یاد بگیرد کاری را که آغاز میکند، تا انتها پیش ببرد. یکی از نگرانیهای من درباره نسل امروز، همین رفتن از شاخهای به شاخه دیگر است. دنیای امروز آنقدر انتخاب و امکان پیش روی جوانان قرار داده که گاهی به جای تمرکز، باعث پراکندگی میشود. هر روز یک ایده تازه، یک شغل تازه، یک فناوری تازه و یک مسیر تازه پیش روی آنهاست. این تنوع فرصت بزرگی است، اما اگر با تمرکز همراه نباشد، میتواند مانع رسیدن به نتیجه شود.
من به تجربه آموختهام که ایده، بهتنهایی کافی نیست. ایده باید آنقدر دنبال شود، آزموده شود و تغییر کند تا به باور تبدیل شود و بعد، به محصول یا خدمتی برسد که واقعاً بتواند مسئلهای را حل کند.
در مسیر کاری خودم بارها با چنین موقعیتهایی روبهرو شدهام. بخشی از فعالیت من در حوزه نفت و صنعت شکل گرفت و بعدها در مسیر پژوهش و اختراع ادامه پیدا کرد. در این مسیر، دهها ایده و اختراع را ثبت کردم که تعدادی از آنها به مرحله تجاریسازی رسیدند و برخی نیز در رقابتهای بینالمللی مورد توجه قرار گرفتند. اما اگر بخواهم از میان همه این تجربهها یک درس را برای نسل جوان انتخاب کنم، آن درس تعداد اختراعها یا مدالها نیست؛ بلکه این است که بسیاری از این اتفاقها از دل محدودیت بیرون آمدند.
گاهی شرایط بهگونهای نبود که بتوانیم قطعه یا تجهیز مورد نیازمان را بهراحتی تهیه کنیم. در بعضی پروژهها مجبور بودیم از امکانات موجود استفاده کنیم و برای چیزی که در اختیارمان نبود، راهحل تازهای پیدا کنیم. در دورههایی حتی برای ساخت برخی تجهیزات، از قطعاتی استفاده کردیم که شاید در شرایط عادی انتخاب نمیکردیم. اما مسئله این بود که کار باید انجام میشد.
همین محدودیتها به من یاد دادند که نوآوری همیشه از امکانات فراوان شروع نمیشود. گاهی درست برعکس، از جایی آغاز میشود که چیزی در اختیار نداریم و مجبوریم برای رسیدن به هدف، راه دیگری پیدا کنیم.
به همین دلیل معتقدم نسل جدید نباید تصور کند برای شروع یک کار حتماً باید همه امکانات از روز اول فراهم باشد. البته فراهم بودن زیرساخت و حمایت اهمیت زیادی دارد و مسئولان و سیاستگذاران نیز وظیفه دارند زمینه فعالیت جوانان را فراهم کنند، اما نباید همه چیز را به فراهم شدن شرایط ایدهآل گره زد. بسیاری از اتفاقهای بزرگ دنیا در شرایطی شکل گرفتهاند که امکانات امروز وجود نداشته است.
آنچه اهمیت دارد این است که این توانایی را به مسیر درست هدایت کنیم.
نسل امروز البته یک امتیاز بزرگ نسبت به نسلهای گذشته دارد و آن، دسترسی به فناوری است. من گاهی با خودم فکر میکنم اگر امکانات امروز در اختیار نسل ما بود، چه مسیرهای دیگری میتوانستیم طی کنیم. ما برای پیدا کردن یک اطلاعات ساده، ساخت یک نمونه اولیه یا رسیدن به یک دانش تخصصی، زمان و انرژی زیادی صرف میکردیم. امروز جوان میتواند در چند دقیقه به منابعی دسترسی پیدا کند که شاید برای نسل ما ماهها زمان میبرد.
هوش مصنوعی هم این فرصت را چند برابر کرده است. امروز یک جوان میتواند با کمک ابزارهای هوشمند، ایدهاش را سریعتر بررسی کند، اطلاعات جمع کند، نمونه اولیه بسازد، بازار را بشناسد و حتی برای توسعه کسبوکارش مسیرهای تازهای پیدا کند. بنابراین من معتقدم نسل جدید باید از این امکانات استفاده کند؛ اما نه برای اینکه جای فکر کردن را بگیرند، بلکه برای اینکه قدرت فکر کردن را بیشتر کنند.
برای مثال، به جای اینکه یک کارخانه برای پیدا کردن یک قطعه یا حسگر خاص ماهها جستوجو کند، میتوان مسئله را در یک پلتفرم مطرح کرد و از مجموعهای از متخصصان و شرکتها خواست برای آن راهحل ارائه کنند. این یعنی دانش از حالت انحصاری خارج شود و در یک شبکه بزرگتر به گردش دربیاید. من آینده را در چنین مدلی میبینم؛ جایی که جوانان فقط مجری صنعت موجود نیستند، بلکه بخشی از طراحی آینده صنعت را بر عهده میگیرند.
البته در کنار همه این امکانات، هنوز یک ویژگی قدیمی وجود دارد که هیچ فناوریای نمیتواند جای آن را بگیرد: پشتکار.
من با جوانی که فقط به دنبال نتیجه سریع است، مشکل دارم؛ نه به این دلیل که سرعت بد است، بلکه چون گاهی رسیدن سریع به نتیجه باعث میشود عمق کار فراموش شود. جوان امروز باید بداند که استفاده از فناوری با میانبُر زدن تفاوت دارد. میتوان با کمک هوش مصنوعی سریعتر تحقیق کرد، اما نمیتوان بدون مطالعه عمیق، متخصص شد. میتوان با فناوری سریعتر تولید کرد، اما بدون شناخت مسئله، محصول موفقی ساخته نمیشود.
یک توصیه ساده هم برای نسل جوان دارم؛ شاید ساده به نظر برسد، اما به اعتقاد من بسیار مهم است: مؤدب باشید، مرتب باشید و منظم باشید. در کنار تخصص، همین ویژگیهای ساده میتوانند مسیر حرفهای یک انسان را تغییر دهند.
بعد از آن، حوزه خودتان را پیدا کنید و در همان حوزه عمیق شوید. یکی از مشکلاتی که امروز میبینم این است که بعضی جوانان درباره همهچیز اطلاعاتی دارند، اما در هیچ زمینهای به عمق نمیرسند. دنیای شبکههای اجتماعی هم این وضعیت را تشدید کرده است؛ هر روز با صدها موضوع تازه روبهرو میشویم و تصور میکنیم چون درباره چیزی دیدهایم یا خواندهایم، آن را میشناسیم.
من پیشنهاد میکنم یک حوزه را انتخاب کنید؛ هر حوزهای که به آن علاقه دارید. مهندسی، پزشکی، ورزش، هنر، فناوری یا هر چیز دیگری. بعد در همان حوزه آنقدر مطالعه کنید، تجربه کنید و تحقیق کنید که بتوانید حرفی برای گفتن داشته باشید.
من به آینده نسل جدید خوشبینم. شاید گاهی از سرعت تغییرات آنها تعجب کنیم، شاید سبک زندگیشان برای ما قابل درک نباشد و شاید حتی بعضی انتخابهایشان را نپسندیم؛ اما نباید فراموش کنیم که این نسل قرار است آینده را بسازد، نه اینکه آینده ما را تکرار کند.
آنها باید راه خودشان را پیدا کنند. ما وظیفه داریم تجربهمان را در اختیارشان بگذاریم، اما قرار نیست آنها را مجبور کنیم دقیقاً همان راهی را بروند که ما رفتیم.
من اگر بخواهم همه حرفم را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: نسل جدید امکاناتی دارد که ما نداشتیم؛ اگر دانش و پشتکار را هم به آن اضافه کند، میتواند قلههایی را فتح کند که شاید برای نسل ما بسیار دور به نظر میرسیدند.
آینده متعلق به کسانی است که هم از ابزارهای جدید استفاده میکنند و هم ارزشهای ماندگاری مثل تلاش، نظم، مطالعه و مسئولیتپذیری را فراموش نمیکنند. من امیدوارم جوان ایرانی نه فقط مصرفکننده فناوری، بلکه سازنده آن باشد؛ نه فقط دنبالکننده بازار، بلکه طراح بازارهای تازه؛ و نه فقط مخاطب آینده، بلکه یکی از کسانی باشد که آینده را میسازد.
به امید روزی که راه خودت را پیدا کنی...
ابولفضل عباسی