یوسف فلاح ابراهیمی

یوسف فلاح ابراهیمی

صاحب امتیاز برند چای رفاه لاهیجان
cake 1330 location_on سنگر

حاج یوسف فلاح ابراهیمی؛ بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت تیمن (چای رفاه لاهیجان)، از پیشگامان صنعت چای ایران و بنیان‌گذار صنعت چای سبز کشور است. وی با توسعه تولید و معرفی چای سبز، چای اولونگ و چای سفید ایرانی، نقش مؤثری در نوآوری، ارتقای کیفیت و توسعه صنعت چای ایران ایفا کرده است.

او با نگاهی توسعه‌محور، همواره بر ترویج فرهنگ مصرف چای سالم، توسعه محصولات نوآورانه و ارتقای جایگاه چای ایرانی در بازارهای داخلی و بین‌المللی تأکید داشته و مسیر حرفه‌ای خود را بر پایه تعهد به کیفیت، از باغ چای تا فنجان مصرف‌کننده، بنا نهاده است.

زمان؛ سرمایه‌ای که بازنمی‌گردد

به نسلی که شاید دیر فهمیدمش...

باید به چیزی اعتراف کنم.
مدت‌ها فکر می‌کردم مشکل از شماست. هر بار که با یکی از بچه‌های نسل جدید کار می‌کردم، از خودم می‌پرسیدم چرا فقط همان کاری را انجام می‌دهد که از او خواسته‌اند؟ چرا اگر کاری بیرون از شرح وظیفه‌اش باشد، خودش برای حل آن قدمی برنمی‌دارد؟ چرا این‌قدر به چارچوب پایبند است؟
این سؤال‌ها برای من طبیعی بود، چون ذهنم در دنیای دیگری شکل گرفته بود؛ دنیایی که اگر کاری روی زمین می‌ماند، کسی نمی‌پرسید «این وظیفه من هست یا نه؟» فقط آستین بالا می‌زد و آن را انجام می‌داد. برای ما، حل شدن مسئله مهم‌تر از عنوان شغلی بود. مسئولیت را محدود به شرح وظایف نمی‌دانستیم و باور داشتیم اگر می‌توانیم مشکلی را حل کنیم، نباید منتظر بمانیم تا دیگری وارد عمل شود.
سال‌ها با همین نگاه زندگی و کار کردم و بی‌آنکه متوجه باشم، همه را با همان معیار سنجیدم. هرچه بیشتر با شما روبه‌رو می‌شدم، بیشتر احساس می‌کردم زبان همدیگر را نمی‌فهمیم. من رفتار شما را نشانه کم‌رنگ شدن مسئولیت‌پذیری می‌دیدم و احتمالاً شما هم نگاه نسل ما را دخالت در مرزهای کاری خودتان می‌دانستید.
اما زمان، معلم خوبی است.
کم‌کم فهمیدم شاید مسئله این نیست که شما کمتر از ما می‌دانید یا کمتر از ما تلاش می‌کنید؛ مسئله این است که با قواعد دنیای دیگری بزرگ شده‌اید. دنیایی که سرعتش بیشتر است، ابزارهایش متفاوت است و نگاهش به کار، با نگاه نسل ما فرق دارد. آن روز برای اولین بار از خودم پرسیدم اگر قرار باشد یکی از ما تغییر کند، چرا همیشه باید نسل جدید باشد؟ شاید پیش از هر چیز، این من بودم که باید نگاهم را عوض می‌کردم.
این تغییر نگاه، یک‌شبه اتفاق نیفتاد. هرچه بیشتر با نسل جدید کار کردم، بیشتر متوجه شدم اشتباه ما فقط در قضاوت کردن نیست. ما ناخواسته انتظار داریم نسل جدید شبیه نسل خودمان باشد؛ همان‌طور که ما یاد گرفتیم، یاد بگیرد، همان‌طور که ما رشد کردیم، رشد کند و همان‌طور که ما با سختی‌ها کنار آمدیم، کنار بیاید. در حالی که هیچ نسلی قرار نیست نسخه تکراری نسل قبل باشد.
ما در دوره‌ای بزرگ شدیم که برای موفق شدن، باید از هر چیزی کمی می‌دانستیم. اگر در یک مجموعه تولیدی کار می‌کردی، لازم بود فروش را هم بفهمی، بازار را هم بشناسی، با آدم‌های مختلف ارتباط بگیری و هرجا مشکلی پیش آمد، راهی برای حل آن پیدا کنی. چندمهارتی بودن، بخشی از واقعیت زندگی ما بود.
اما شما در دوره‌ای بزرگ شده‌اید که تخصص ارزش بیشتری پیدا کرده است. یاد گرفته‌اید یک موضوع را عمیق‌تر دنبال کنید، سریع‌تر یاد بگیرید و از ابزارهایی استفاده کنید که نسل ما برای رسیدن به آن‌ها سال‌ها زمان نیاز داشت. شاید همین تفاوت باعث شد سال‌ها فکر کنم شما چیزی را از دست داده‌اید، در حالی که واقعیت این بود که فقط مسیر دیگری را انتخاب کرده بودید.
این تفاوت را زمانی بهتر فهمیدم که در مجموعه خودمان وارد حوزه‌هایی مثل هوش تجاری و هوش مصنوعی شدیم.
سال‌ها با تجربه، شهود و تصمیم‌گیری انسانی جلو رفته بودیم. تجربه برای ما سرمایه‌ای بود که با سال‌ها کار کردن به دست آمده بود و طبیعی بود که به آن تکیه کنیم. اما امروز یک جوان می‌تواند با ابزارهایی کار کند که بخشی از همان مسیر را کوتاه‌تر می‌کند. بارها پیش آمده است که من فقط یک ایده کلی را مطرح کرده‌ام، اما همان جوان آن را به جایی رسانده که حتی فراتر از چیزی بوده است که در ذهن من شکل گرفته بود.
همان‌جا بود که فهمیدم قرار نیست تجربه ما جایگزین دانش آن‌ها شود؛ همان‌طور که دانش و فناوری هم نمی‌تواند جای تجربه سال‌ها کار را بگیرد. این دو، رقیب هم نیستند؛ مکمل یکدیگرند.
اما در کنار این پذیرش، به نکته دیگری هم رسیدم. نسل جدید اگر می‌خواهد آینده را بسازد، نباید تصور کند تخصص به‌تنهایی کافی است. هیچ کسب‌وکاری فقط با آدم‌هایی که یک کار را عالی انجام می‌دهند ساخته نمی‌شود. هر سازمانی به کسانی نیاز دارد که بتوانند تصویر بزرگ‌تر را هم ببینند و ارتباط میان بخش‌های مختلف را درک کنند.
شاید تفاوت اصلی ما و شما همین‌جا باشد. ما یاد گرفته بودیم وقتی قطعه‌ای از کار کم است، خودمان آن را بسازیم. شما یاد گرفته‌اید برای هر قطعه، متخصص همان کار را پیدا کنید. امروز فکر می‌کنم هیچ‌کدام از این دو نگاه، به‌تنهایی کامل نیست.
امروز پاسخ من با گذشته فرق کرده است. نسل جدید شاید مثل ما در همه‌چیز وارد نشود، اما وقتی روی یک موضوع متمرکز می‌شود، می‌تواند آن را با سرعت و دقتی پیش ببرد که برای نسل ما کمتر قابل تصور بود. این تفاوت، ضعف نیست؛ نتیجه دنیایی است که در آن تخصص اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
با این حال هنوز هم باور دارم سازمان‌ها فقط با متخصصان موفق نمی‌شوند. روزهایی پیش می‌آید که هیچ شرح وظیفه‌ای پاسخ‌گوی شرایط نیست و آنجاست که کسی باید قدمی جلوتر بگذارد و مسئولیت وضعیت را بپذیرد. همان‌قدر که به تخصص نیاز داریم، به آدم‌هایی هم نیاز داریم که در لحظه‌های دشوار بتوانند فراتر از وظایف تعریف‌شده فکر کنند.
امروز دیگر مسئله را انتخاب میان این دو نمی‌بینم. آینده متعلق به نسلی است که بتواند تجربه و دانش، تمرکز و مسئولیت‌پذیری، تخصص و نگاه کلان را در کنار هم قرار دهد؛ نسلی که نه بخواهد گذشته را تکرار کند و نه تصور کند می‌تواند بدون آن آینده را بسازد.
شاید مهم‌ترین تغییری که در این سال‌ها در من اتفاق افتاد، این بود که دیگر به تفاوت‌ها با نگاه تهدید نگاه نمی‌کنم. امروز باور دارم هر نسلی چیزی با خود به همراه می‌آورد که نسل قبل نداشته است. اگر قرار بود هر نسل فقط ادامه نسخه قبلی باشد، دنیا هیچ‌وقت تغییر نمی‌کرد.
اگر تجربه این سال‌ها چیزی به من آموخته باشد، این است که آینده را نه تجربه به‌تنهایی می‌سازد و نه فناوری. آینده متعلق به کسانی است که بتوانند از گذشته بیاموزند، امروز را بشناسند و از تغییر نترسند. سازمان‌های موفق هم نه بر شانه قهرمان‌ها، بلکه بر پایه سیستم‌هایی ساخته می‌شوند که در آن، تجربه نسل‌های قبل و توانایی نسل‌های جدید در کنار هم معنا پیدا می‌کند.
امروز اگر جوانی برخلاف انتظار من رفتار کند، دیگر عجله نمی‌کنم که او را قضاوت کنم. قبل از هر قضاوتی از خودم می‌پرسم: آیا او اشتباه می‌کند یا من هنوز دنیا را با معیارهای دیروز می‌سنجم؟
شاید پاسخ همیشه به نفع من نباشد، اما همین سؤال باعث شده است بیشتر یاد بگیرم و کمتر قضاوت کنم.
اگر این نامه را برای تو نوشتم، نه برای آن است که شبیه نسل ما باشی و نه برای آنکه از گذشته فاصله بگیری. هر نسلی باید راه خودش را پیدا کند. فقط امیدوارم وقتی سال‌ها بعد، نسل دیگری روبه‌روی تو ایستاد و دنیا را جور دیگری دید، همان اشتباهی را که من کردم تکرار نکنی.
قبل از اینکه بگویی «مشکل از این نسل است»، یک‌بار از خودت بپرس: اگر من هم در زمانه او بزرگ می‌شدم، آیا باز هم همین‌گونه فکر می‌کردم؟
من سال‌ها طول کشید تا به این سؤال برسم.
امیدوارم تو، زودتر از من به پاسخ آن برسی.

حق نگهدار شما
یوسف فلاح ابراهیمی

نام یوسف فلاح ابراهیمی
سمت صاحب امتیاز برند چای رفاه لاهیجان
تولد 1330
محل تولد سنگر